تماشاچی محکوم به اعدام

تماشاچی محکوم به اعدام

Matei Vişniec تینوش نظم‌جو / Sep 17, 2019

None

  • Title: تماشاچی محکوم به اعدام
  • Author: Matei Vişniec تینوش نظم‌جو
  • ISBN: 9789643129446
  • Page: 489
  • Format: None
  • None

    YouTube Nov , Category People Blogs Song All Out Album Version Edited Artist , Persian Edition , Skip to main content Persian Edition Apr , _ This feature is not available right now Please try again later. Color Riche Blake Red , Blackberry Shine , SPF basem basim basem by basim Topics other basem Identifier Basem plus circle Add Review comment Reviews There are no reviews yet Be the first one to write a review , Views September Yumpu You have already flagged this document Thank you, for helping us keep this platform clean The editors will have a look at it as soon as possible. everystockphoto from free photo search engine everystockphoto help about login Search advanced search Search all words any words exact phrase begins with

    • [PDF] Download ✓ تماشاچی محکوم به اعدام | by ✓ Matei Vişniec تینوش نظم‌جو
      489 Matei Vişniec تینوش نظم‌جو
    • thumbnail Title: [PDF] Download ✓ تماشاچی محکوم به اعدام | by ✓ Matei Vişniec تینوش نظم‌جو
      Posted by:Matei Vişniec تینوش نظم‌جو
      Published :2018-09-27T11:31:30+00:00

    About "Matei Vişniec تینوش نظم‌جو"

      • Matei Vişniec تینوش نظم‌جو

        From an early age, Matei Vi niec discovered literature as a space dedicated to freedom He draws his strengths from Kafka, Dostoevsky, Poe, Lautr amont He loves the Surrealists, the Dadaists, absurd and grotesque theatre, surrealist poetry, fantastic literature, magical realism, even the realist Anglo Saxon theatre He loves everything except Socialist Realism.Vi niec studied philosophy at Bucharest University and became an active member of the so called Eighties Generation, who left a clear stamp on the Romanian literature He believes in cultural resistance, and in literature s capacity to demolish totalitarianism Above all, Matei Vi niec believes that theatre and poetry can denounce manipulation through great ideas , as well as brainwashing through ideology.Before 1987 Matei Vi niec had made a name for himself in Romania by his clear, lucid, bitter poetry Starting with 1977, he wrote drama the plays were much circulated in the literary milieus but were barred from staging In September 1987, Vi niec left Romania for France, where he was granted political asylum He started writing in French and began working for Radio France Internationale At the present time, Vi niec has had many of his works staged in France, and some twenty of his plays written in French are published Actes Sud Papier, L Harmattan, Lansman His plays have been staged in than 20 countries In Romania, after the fall of Communism, Matei Vi niec has become one of the most frequently performed authors.The work of Matei Vi niec has been represented in London by the performance The Body of a Woman as a Battlefield in the Bosnian War , staged at the Young Vic Theatre, in November 2000 The play received rave reviews in the British newspapers and magazines, including The Guardian The Story of the Panda Bears told by a Saxophonist who has a Girlfriend in Frankfurt has been performed at the Edinburgh Festival August 2005 The production is by Rouge28 Theatre, London.In Unites States, the work of Matei Vi niec has been represented in New York, Chicago, New Jersey and Hollywood.


    738 Comments

    1. Le spectateur condamné à mort, Matei Vişniecتاریخ نخستین خوانش: دوازدهم ماه آوریل سال 2009 میلادیعنوان: تماشاچی محکوم به اعدام؛ نویسنده: ماتئی ویسنی یک (ویشنیک)؛ مترجم: تینوش نظم جو؛ مهشاد مخبری؛ آزاده پارساپور؛ تهران، نشر نی، 1386؛ در 128 ص؛ چاپ دوم 1388؛ چاپ پنجم 1392؛ چاپ ششم 1393؛ موضوع: نمایشنامه از نو [...]


    2. تمام مدتی که این نمایشنامه رو میخوندم به این فکر میکردم که اگه جزو تماشاچیا بودم چه احساس و عکس العملی داشتم!آروم شروع شد و خوب ادامه پیدا کرد و به اوج رسید ولی عجیب تموم شد. با تمام اینا خیلی دوسش داشتم و لذت بردمفقط کاش آقای نظم جو از اسامی ایرانی واسه شخصیت ها استفاده نمیکرد و [...]


    3. هیچ رابطه ای علّی و معلولی درهیچ یک از اجزاء وجود نداشت! نه آغازی نه میانه‌ای و نه پایانی و حتی نه داستان و نه طرحی! اما چرا ؟!این ها از ویژگی های یک نمایشنامه ی ابزورد استاما تئاتر ابزورد چیست؟واژه (Absurd) که آن را «عبث» ترجمه و معادل سازی کرده اند به نمایشنامه ای اطلاق میشود که : ن [...]


    4. از طرفی از تئاتر آبسرد (به قول خودش آبسورد) یا اصولاً هرچیز آبسرد نفرت دارم وبرای همین نیمه ی اول نمایشنامه کاملاً ناخوشایند بود (برای من) ولی از طرف دیگه عاشق شکستن دیوار چهارم (یا حالا هرچی که اسمش هست) توی نمایشنامه هام، و خوب این مفهوم با پیش روی نمایشنامه شدت گرفت و وقتی کار [...]


    5. آبسوردها بهترین های فهرست خوانده های من هستند. نمایش نامه هایی سراسر زندگی و از تهی سرشار!


    6. آقای آلبرت ریچاردسون در برابر دادگاه شهر سینسیناتی به جرم این که " با بی‌شرمی و وقاحت" به شامپانزه‌های باغ وحش این شهر توهین کرده، محاکمه شد. وکیل مدافع او، مردی بسیار ماهر، موفق شد او را تبرئه کند. او ثابت کرد که اول شامپانزه‌ها شروع کرده بودند.


    7. آقای آلبرت ریچاردسون در برابر دادگاه شهر سینسیناتی به جرم این که " با بی‌شرمی و وقاحت" به شامپانزه‌های باغ وحش این شهر توهین کرده، محاکمه شد. وکیل مدافع او، مردی بسیار ماهر، موفق شد او را تبرئه کند. او ثابت کرد که اول شامپانزه‌ها شروع کرده بودند.واقعاً دلم می خواد تئاتر ِ این ن [...]


    8. خوندم و بعد اینو برای خودم خوندم :این منم در آینه یا تویی برابرم؟" ای ضمیر مشترک، ای خود فراترم! در من این غریبه کیست باورم نمی شود خوب می شناسمت در خودم که بنگرم ". این تویی، خود تویی، در پس نقاب من


    9. Don't know if 'perfect' can be a sufficient adjective for describing this play The only thing I can say is that am definitely a fan of Matei. In my eyes he's a package of Beckett, Pinter & other modernist dramatists like Yasmina Reza. You should read it yourself to realize what I mean :)


    10. یکی از آرزوهای تئاتری ام دیدن اجرایی خوب از این نمایش نامه است. یا حتی اجرایش !!


    11. همه‌چیز در فضایی مضحک و ناباور قرار گرفته. ویسنی‌یک از تئاتر رئالیسم متنفر است. ایده‌هایش را با چاشنی‌هایی که از تخیل می‌گیرد، به روی کاغذ می‌آورد. «تماشاچی محکوم» داستان بی‌اعتباری ارزش‌ها و قوانین است. جایی که یک دادگاه در تمسخر آمیز‌ترین حالت خود برگزار می‌شود. دادگا [...]


    12. خیلی خوب بود!ابزرد و فان!اتفاقی نمیفته و همه چیز بیهوده و تکراریه اما جذاب!یه جورایی مثل در انتظار گودوآقا، واسه يه‏‌بار هم كه شده توى زندگى‏‌تون نشون بدين كه يه مردين اين تفنگ رو بردارين، برين‏ پشت صحنه و يه گلوله توى مخ‏تون خالى كنين. ‏فقط يه گلوله، درد نمى‏‌گيره، هیچی ح [...]


    13. نمایشنامه ای بی نظیر که در فضای آبسوردی و سیاهی می گذرد . کمدی تا مغر استخوان دردناک و تاویل پذیر . یک شاهکار در نشان دادن امکانات پیشرفت تاتر روی صحنه وقتی عناصر منفعل خارج متن را وارد بازی تاتر می کنی . وقتی که تاتر در پشت پرده ، میان تماشاچیان و حتی در میانه ی آنتراکت حیات دارد [...]


    14. ماتئی و کمونیسم«من در دنیای آبسوردی زندگی کردم، دنیای حکومت کمونیستی، دنیایی که در آن فرد، فقط اسیر یک سیستم بود، اسیر یک چرخدندهی جهنمی، یک ماشین شستشوی مغزها.» ماتئی ویسنییک.اباذری و دولت/ملتیوسف اباذری، جامعهشناس و استاد دانشگاه و شارح آراء فرانکفورتیها، چند ماه پیش زمان [...]


    15. ‏- قاضی: به نظر میاد بازیگر هستین.‏‏- دادستان: بله. شغل کثیفیه. کثیف‌ترین و پست‌ترین شغل دنیا، همش باید دروغ بگم.‏‏- قاضی: کجا بازی می‌کنین؟‏‏- دادستان: همه جا در تئاتر و در زندگی خصوصی. ‏‏- قاضی: منظورتون از زندگی خصوصی چیه؟‏- دادستان: زندگی خصوصیم پر از تظاهرو وانموده. نمی [...]


    16. این سومین نمایشنامه ای است که از ویسنی یک خواندم و مطمئن شدم که با این مرد - اقلا فعلا - نمی توانم ارتباط برقرار کنم. همانطور که با ساباتو - که ویسنی یک به او هم کیشانش (مثل کامو) ارادت دارد - ارتباط برقرار نمی کنم.این نمایشنامه را بیش تر از دو اثر دیگر (اسب های پشت پنجره و داستان خرس [...]


    17. کتاب خوبی است، ارزش خوندن دارهاز اون نمایشنامه های زیبا، جالب و غافلگیرکننده بود. در عین این که محتوای خاصی نداره، اما پر از محتواستبه نوعی تمسخر قانون و قضاوت هست. تسمخر تعاریف جرم و مجرم. تمسخر روابط آدمها با همدیگهنمایشنامه، تماشاچی محوره. همون ابتدا که یک تماشاچی به طور تص [...]


    18. وکیل مدافع (به تماشاچی متهم): آقا، واسه‌ی یه بار هم که شده توی زندگی‌تون نشون بدین که یه مردین این تفنگ رو بردارین، برین پشت صحنه و یه گلوله توی مخ‌تون خالی کنین. دادستان: فقط یه گلوله، درد نمی‌گیره، هیچی حس نمی‌کنین همه هم براتون کف می‌زنن، برای همچین پایان درخشانی، ما هم می [...]


    19. برقراری ارتباط تا نیمه های نمایشنامه خیلی سخت است. ولی از آن جایی که ماتئی ویسنی نویسنده نمایشنامه «داستان خرس های پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوست دختری در فرانکفورت داشت» می توان به این نمایشنامه نیز اعتماد کرد و ادامه داد تا در نیمه دوم کتاب متوجه پیام فوق العاده داست [...]


    20. این اثری عجیبه اثری که من نمی تونم دوستش داشته باشم ولی نمی تونم بی اعتنا از کنارش بگذرم برای این که تصمیمم رو راجع به این نویسنده بگیرم مصمم میشم اثار دیگه اش رو هم بخونمصادقانه بگم اصلا از این نمایشنامه سر نیاوردم یک سر درنیاوردن دلپذیر:)


    21. قشنگ. متن روون. جذاب. دوست داشتنی. طنز. ابزورد. باید دوباره بخونمش شاید البته. یا روش فکر کنم.


    22. طوری رفتار کن که فکر نکنم همه چیز از بین رفته است، به اندازه یک جرقه کوچک حتی، به من این امید را بده


    23. اگه كتاب جمله آخر رو نداشت، بهش دو يا سه ميدادم به خاطر جملات خوب زياد - صرفاً. اما هوشمندي اين آقا رو ستايش ميكنم - اميدوارم آگاهانه بوده باشه كارش.تأويل من، اينه كه كتاب داستان زندگي انسان مدرن امروزه در دنيايي كه درون انسان اون رو نميپذيره و به نظرم همه شخصيت ها، سايه هايي از [...]


    24. همه ویژگی های آشنای تئاترهای جدید رو می شد در این نمایش نامه دید: به بازی گرفتن خط مرز بین بازیگران و تماشاچی ها، شوخی های جسته و گریخته، وضعیت های مضحک و نقاط تعلیقی که همیشه فکر می کنم کنترلش از دست مولف هم خارجه. البته چیزهایی مازاد بر این ها هم داشت که در نهایت نمایش نامه بسی [...]


    25. بالاخره یه کاری از ماتئی بود که از تمامش لذت بردم و میگفتم افرین به این پسر!اول اینکه‌چرا اسما ایرانی بود؟ افشین؟ پگاه؟ شادی؟!! اکبر جاش کم بود فقد.دوم، از اینکه طرفو به دلایل الکی هی محکوم میکردن خیلی لذت هیستریک بردم و حس همزاد پنداریم با درجه بالایی روشن شده بود.و خوب قضیه رو [...]


    26. ایده ش، اینقدر باحال بود که دلم میخواست بعضی جاهاش قهقهه بزنم :)) با اینکه اصلنم خنده دار نبود :)))) شایدم بود که من دلم میخواس بخندم :-" ولی خب به هر حال :دیو خیلی زود هم خونده شد :دیکلا، خوب بود :)


    27. "به نظرم رسید ما هممون داریم جنون رو وانمود می‌کنیم، برای اینکه بتونیم زندگی‌مون رو تحمل کنیم"پینوشت: مترجم عزیز، لطفاً اسامی شخصیت‌های کتاب مورد ترجمه را به فارسی ترجمه نکن! بگذار ترجمه با نامی که نویسنده در نظر گرفته بماند!!با تشکر!



    28. ما همه مون داريم جنون رو وانمود مي كنيم، براي اينكه بتونيم زندگيمون رو تحمل كنيم. (صفحه ٧٥)


    29. کتاب بالینی من شده تماشاچی محکوم به اعدام ، به اعدام محکوم شد چون در مقابل هیچ کدوم از اتهاما و توهینا حتی اخم هم نکرد


    Leave a Reply