من او

من او

رضا امیرخانی / Jun 19, 2019

  • Title: من او
  • Author: رضا امیرخانی
  • ISBN: 539471964x
  • Page: 473
  • Format: None
  • .

    Google Search the world s information, including webpages, images, videos and Google has many special features to help you find exactly what you re looking for. YouTube Nov , whc.unesco Jan , The Free Software Foundation FSF is a nonprofit with a worldwide mission to promote computer user freedom We defend the rights of all software users. FaceMusic Google Chrome Look under the hood of Google Chrome in this comics interpretation of key engineering decisions with art by Scott McCloud. .

    • Unlimited [Biography Book] µ من او - by رضا امیرخانی ✓
      473 رضا امیرخانی
    • thumbnail Title: Unlimited [Biography Book] µ من او - by رضا امیرخانی ✓
      Posted by:رضا امیرخانی
      Published :2018-012-09T11:21:53+00:00

    About "رضا امیرخانی"

      • رضا امیرخانی

        .


    473 Comments

    1. همیشه از خوندن رمان های ایرانی متنفر بودم.تا اینکه پای دوستم شکست و از من خواست تا چند تا کتاب از کتابخونه بگیرم تا حوصلش سر نره.چون سلیقه دوستم رو می دونستم از کتابدار خواستم چند تا کتاب آبکی برام بیاره.بعد از چند روز دوباره رفتم سراغ دوستم اون همه کتاب ها رو خونده بود جز این یک [...]


    2. باید اعتراف کنم این اولین رمان فارسی با این حجم صفحات بود که خوندم. ادبیات داستان گاهی با نیتی خاص لحن کوچه بازاری می گرفت که این موضوع در کنار بستر مکانی و زمانی داستان و اتفاقات تاریخی ای که با اون عجین می شد در نوع خودش جالب بود، بجز قسمت‌هایی که نویسنده دچار افراط شده بود (س [...]



    3. اصلا نمی‌فهمم چرا، ولی به نظرم یه جریان ی اخیرا، یا شاید م همیشه:-؟، در اطرافیان ما به وجود اومده، مبنی بر اینکه رضا امیرخانی خواندن بد است و چیپ است و یک قشر خاص فقط می‌خوانند و دوست داشتنش سمبل همان قشر خاص بودن است و اینا:-” به هرحال، میخوام بگم قشر خاص یا غیر خاص یا هرچی، چیپ [...]


    4. دقیقا بعد از 7 سال دوری از کتابهای ایرانی ، این کتاب رو خوندم من عهدم رو شکونده بودم . عهدی که بعد از خوندن کتاب " صبح ناامیدی " – یکی از مزخرفترین کتابهایی که خوندم – با خودم بستم ؛ که دیگه کتاب ایرانی نخونم !!!! تعریف و تمجیدهای برادرم باعث شد که بخونمش ؛ او هیچ وقت کتاب بد پیشنها [...]


    5. من این کتاب را همان سالی که منتشر شد از نمایشگاه کتاب خریدم و خواندم.تلفیقی از همه ی چیزهایی که دوست دارم در رمان عاشقانه بخوانمشاید بتوان گفت بهترین رمان وطنی که خوانده م


    6. همه چیز می‌گذرد. اصلاً دنیا محل گذر است؛ گذرِ پامنار، گذرِ خان‌نائب، گذرِ قلی، گذرِ مستوفی، گذرِ لوطی‌صالح، گذرِ کریم‌رود! این یکی را از خودمان درآورده بودیم. کریم کنار بازارچه تنگش گرفته بود، به ما گفت آن طرف را نگاه کنید. تا ما سرمان را برگرداندیم، بی‌رودربایستی شلوارش ر [...]


    7. بوی تعفن، تظاهر، دروغگویی و حماقت تفکر دولتی جمهوری اسلامی از تک تک شخصیتها به مشام می رسد تفکرات احمقانه ای که توان به گند کشیدن زندگی هر جوانی را دارند و سالها تلاش لازم است تا تصفیه شوند عذاب کشیدم تا تمام شد


    8. اولین بار راهنمایی بودم که این کتاب رو خوندم هیچی ازش نفهمیدم هیییچتا مدتی بعد دوباره خوندم ان چنان این کتاب رو دوست دارم که سالی ی بار حتما میخونمو هر بار یک نکته جدید کشف میکنم:)همه من او را شاهکار امیرخانی میدانند اما من حال و هوای قیدار را دوست تر دارم


    9. عادت ندارم کتابی رو نصفه و نیمه رها کنم.هرچقدر هم که بد باشه تا پایان تحملش میکنم. ولی این کتاب به قدری بد بود که حس کردم ادامه دادنش خیانت در حق زمانم و چشمامه! رهاش کردم درتعجبم از این همه تعریف از کتابی تا این اندازه سطحی.


    10. «کسی که عاشق شود و عفت و پاکدامنی پیشه کند سپس بمیرد همانند شهید از دنیا رفته است»


    11. سه چهار سال پیش خوند م تا حالا بهترین اثر امیرخانی بوده رمانی دوست داشتنی که دوست دار م چند وقت یکبار بخون م ش آه دریابانی تا هفت کور که به پاریس هم رسید ند با خوندن این رمان علاقه مند شد م در مورد الجزایر بدون م


    12. تهران ، سال یک هزار و سیصد و خرده ای شمسی . آن سال ، سال شمسی بود . کریم می گفت عاشق شمسی شده بود . خانی آباد . خانی آباد با خیابان گلی و سنگ فرش . محله گودی ها ، باغ طوطی ، مسجد قندی . دریانی دو نبش. < من او > پرتت می کند به تهران قدیم ، و علی فتاح می شوی که خاطراتش را تعریف می کند و کری [...]


    13. یک رمان علمی/مذهبی/تخیلی!گمانم بشود از این ترکیب، حدس زد چه ملغمه‌ی دل‌آشوبی است


    14. نحوه ي تعريف داستان رو دوست داشتم . اينكه يه فصل راوي، نويسنده بود و تو فصل بعدي "علي" شخصيت اصلي داستان . ولي اين شيوه تو بعضي فصلها خسته كننده ميشد بخصوص فصلاي اول كتاب . تقريبا بيشتر جمله هاش به زبان لات ها بود :D كه بعضي كلمات زياد توش تكرار ميشد كه شايد يكي از علت هاي خسته كننده [...]


    15. اين دومين و آخرين كتاب از اميرخانى بود كه خوندم، ديگه نمى خونم.معمارى داستان رو دوست داشتم، تا يه جايى هم از ادبياتش لذت بردم ولى باز هم مثل قيدار از يه جايى به بعد حوصله سر بر و بى نكته شدضمن اينكه به وضوح اعتقاداتى كه اميرخانى يحتمل دارد و در اين كتاب بالاخص از نيمه به بعد به آ [...]


    16. این کتاب از سوی منتقدین امیرخانی به اثری رمانتیک - حزب اللهی تشبیه شده است. امیرخانی در این کتاب با نگرشی مذهبی تصوف را موازی با عرفان و عشق زمینی را با موضوعاتی عرفانی فرازمینی در می آمیزد. نویسنده در اثبات ادعای ارتباط این دو به حدیث "من عشق فعف ثم مات مات شهیدا" مستمسک می شود(گ [...]


    17. منِ او را توی ماه رمضان بود که دست گرفتم بخوانم. به جای نماز و روزه و دعا و قرآن، من او می خواندم و راستش لحظه به لحظه بار سنگینی از پریشانی توام با پشیمانی را به دوش می کشیدم و مدام خودم را سرزنش می کردم.اواخر ماه مبارک، اگر اشتباه نکنم سحر روز بیست و چهارم بود که کتاب را تمام کرد [...]


    18. واقعاً کتاب 5ستاره دارداما خب شروعش اصلاً شروع خوبی نیستچهار بار تا صفحۀ هشصت خواندم و رهایش کردمتااینکه دوستی گفت: داستان این کتاب تازه از صفحۀ صد شروع می‌شود! تا صفحۀ صد که خواندم، دیدم عجب چیزی نوشته لعنتیواقعاً از بهترین رمان‌های معاصر است منِ او


    19. برای من فرق می کرد.روز ازل وقتی برای من ده بیست سی چهل کردند همه را به نام یکی زدند.ده و بیست و سی و چهل و بقیه را.هزار و سیصد و ده،هزار و سیصد و بیست،هزار و سیصد و سی،هزار و سیصد و چهل و بقیه را.نه فقط سال را که ماه و روز ولحظه را به نام یکی زدند.به نام همان که موی صافی داشتهمان که وق [...]


    20. حالا میتونم دلیل پر طرفدار بودن این کتاب رو بفهمم. این کتاب جدا شاهکاره. سخنان نغز کتاب انقدری توی کامنتا هست که نخوام تکرارش کنم.فقط میتونم بگم با تمام وجود دوستش داشتم. یکی از اون کتابایی که توی ذهنم برای همیشه می مونه.


    21. جدای از نوع عاشقانه خیلی خاص این کتاب که دوستش داشتم، و جدای اینکه پایانش کلا یه جوری بود، نکته خوب خیلی داشت، ولی مهم ترین نکته اش ابتکار و خلاقیت بیش از حد نویسنده بود که گویی دانشجوی انصرافی شریف و نخبه هستش :Dبه نظرم ارزش یه بار خوندن رو داره واقعا،



    22. اینم از اون کتابایی بود که همش تعریفش رو می شنیدم و دوست داشتم بخونم ببینم چی توش گفته!! قسمت نمی شد بخرم تا بلاخره کادو گرفتم اصلا 50 صفحه اول و که خوندم از نویسنده نا امید شدم بعد گفتم بخونم تا آخر شاید خوب شه که متاسفانه خوب نشد و کلا دیگه از نویسندش کتاب دیگه ای هم نخوندم اون ست [...]


    23. بی نظیر بود سبک نگارش جدید و طرز بیان جذاب هرچند که اوایل گیج کننده بود!ب هر حال این کتابیه ک من ب چندین نفر هدیه دادم!


    24. من متنفر بودم از رمان ایرانی آشتی داد منو با نوشته های نویسنده های ایران



    25. It`s really very hard to rate this book. I really loved the structure of the book - it seems to be something new in modern Iranian literature. Although I think Amirkhani underestimated the readers - it`s not so difficult to keep the story in mind and there was no need to repeat certain parts of the book all over again!But I didn`t like the story at all! The main characters will never be together (you will find it out from the first pages of the book). And the ending is so weird!I would recommend [...]


    26. به خورشید نمیشود زل زد چشم را میزند، اما به عکسش توی حوض می شود نگاه کرد. موقعش که شد با او وصلت کن اما همیشه دوستش بدارمن او ، روایت توی ناتمام و منی که سنگ تمام گذاشته! تصویر سازی های ساده و خاطره هایی در اذهان مشترکندحکما خوندنش از نخوندنش بهتره یا علی مددی !



    Leave a Reply