حسنی نگو یه دسته گل

حسنی نگو یه دسته گل

منوچهر احترامی غلامعلی مکتبی / Jun 19, 2019

A children book

  • Title: حسنی نگو یه دسته گل
  • Author: منوچهر احترامی غلامعلی مکتبی
  • ISBN: null
  • Page: 135
  • Format: None
  • A children book

    s research works in s research works with , reads, including YouTube Nov , Category People Blogs Song All Out Album Version Edited Artist Jan , Persian Edition Persian Edition Item Preview remove circle Share or Embed This Item EMBED EMBED for wordpress hosted blogs and archive item description tags Want Advanced embedding details, examples, and help Internet Archive By submitting, you agree to receive donor related emails from the Internet Archive Your privacy is important to us We do not sell or trade your information with anyone. search results on SoundCloud Listen Your current browser isn t compatible with SoundCloud Please download one of our supported browsers Need help in Do you know this place Help others and complete information about it Just one click openDemocracy is an independent global media platform covering world affairs, ideas and culture which seeks to challenge power and encourage democratic debate across the world Read in Cardio training is a form of exercise aimed at improving cardiac performance It is recommended to all people, regardless of age or level of physical condition.

    • Free Read [Paranormal Book] ↠ حسنی نگو یه دسته گل - by منوچهر احترامی غلامعلی مکتبی ·
      135 منوچهر احترامی غلامعلی مکتبی
    • thumbnail Title: Free Read [Paranormal Book] ↠ حسنی نگو یه دسته گل - by منوچهر احترامی غلامعلی مکتبی ·
      Posted by:منوچهر احترامی غلامعلی مکتبی
      Published :2018-010-10T11:36:15+00:00

    About "منوچهر احترامی غلامعلی مکتبی"

      • منوچهر احترامی غلامعلی مکتبی

        .


    740 Comments

    1. Hassani nagoo ye dasteh gol, Manouchehr Ehteramiتاریخ نخستین خوانش: سال 1983 میلادیعنوان: حسنی نگو یه دسته گل؛ شاعر: منوچهر احترامی (پورنگ)؛ تصویرگر: کیانوش لطیفی؛ تهران، لاک پشت، 1362؛ در 18 ص؛ شابک: 9645872200؛ چاپ ییست و یکم 1373؛ بیست و سوم 1375؛ بیست و پنجم 1376؛ بیست و هشتم 1377؛ بیست و نهم 1378؛ سی ام 1379؛ سی و پنجم 1 [...]


    2. توی ده شلمرودحسنی تک و تنها بودحسنی نگو بلا بگوتنبل تنبلا بگوموی بلند روی سیاهناخن دراز واه واه واهنه فلفلی نه قلقلی نه مرغ زرد کاکلیهیچکس باهاش رفیق نبودتنها روی سه پایه نشسته بود تو سایهباباش می‌گفت: حسنی میای بریم حموم؟نه نمیام نه نمیامسرتو می‌خوای اصلاح کنی؟نه نمی‌خوا [...]


    3. نميشه به اين كتابا ستاره داد كه! وقتى ميسازن يه دوره از زندگيتو. . .


    4. قبل از اینکه خواندن و نوشتن یاد بگیریم تمام شعراشو حفظ شده بودیم.ستاره بدیم به شعرش؟ یا مثلا نقاشیاش؟ یا به تاثیری که روی حال و هوای بچگیمون گذاشته؟ که هنوز که هنوزه وقتی اسم حسنی بیاد یا طرح جلد کتابشو ببینیم، ناخودآگاه توی ذهنمون میخونیم:توی ده شلمرود حسنی تک و تنها بودما به [...]


    5. یعنی باور نمی شه حسنی توی گودریدز باشه:دیمن بچگیم رو با این کتاب و گربه ی من نازنازیه گزروندم.روح منوچهر احترامی شاد، اینشون خاطرات زیادی برای ما رقم زدن.


    6. کجا بود ؟؟ توی ده شلمرود؟؟یاد اون موقع ها بخیر همیشه دلم میخواست برم شلمرود رو از نزدیک ببینم.


    7. توی ده شلمرودحسنی تک و تنها بودحسنی نگو بلا بگوتنبل تنبلا بگوموی بلند روی سیاهناخن دراز واه واه واهنه فلفلی نه قلقلینه مرغ زرد کاکلیهیچکس باهاش رفیق نبودتنها روی سه پایهنشسته بود تو سایهباباش می‌گفت:حسنی میای بریم حموم؟نه نمیام نه نمیامسرتو می‌خوای اصلاح کنی؟نه نمی‌خوام [...]


    8. توی ده شلمرود،حسنی تک و تنها بود.حسنی نگو، بلا بگو،تنبل تنبلا بگو،حسنی نگو یه دسته گل.نویسنده:منوچهراحترامیحسنی نگو یه دسته گل.نویسنده:منوچهراحترامیموی بلند، روی سیاه،ناخن دراز، واه واه واه.نه فلفلی، نه قلقلی، نه مرغ زرد کاکُلی،هیچکس باهاش رفیق نبود.تنها روی سه پایه، نشسته [...]


    9. خیلی وقت بود که دلم می‌خواست یکی از کتابای بچگی‌مو دوباره بخونم اما نمی‌تونستم چون پدر و مادرم همه‌ی کتابامو به کتابخونه هدیه داده بودن. چاپ مجدد این کتاب و خیلی از کتابای دیگه رو توی شهر کتاب دیدم و خب نتونستم در برابر خریدنش مقاومت کنم :)) این شد که در آستانه‌ی ۲۲ سالگی دارم [...]


    10. تو اردکی یا غازی؟من غاز خوش زبانممیای بریم به بازی؟نه جانمچرا نمیای؟واسه که من صبح تا غروبگمیون آب کنار جومشغول کار و شستشو اما تو چی



    11. محبوب ترین کتاب بچه گیم، هنوز بیشتر قسمتاش و حتی لحن و صدای مامان بابام که موقع خواب واسم میخوندن توی گوشمه :)



    12. خداييش از داستان‌هايي هست كه هنوز هم حفظش هستيم.كلي هم ارزشمنده چون شايد خيلي بيشتر از كتاب‌هاي ديگه‌اي كه خونديم تو زمان خودش برامون آموزنده بوده



    13. خدای من .چقد ذوق کردم وقتی اینجا پیداش کردم.تو بچگیامم عاشق این کتاب بودم با این کتاب بزرگ شدمعکس حسنی رو جلدم خیلی دوس داشتم :)



    14. واقعا میشه کسی این کتاب رو نخونده باشه یا شعرش رو نشنیده باشه؟



    15. یاد بچگیا بخیرحسنی نگو بلا بگوتنبل تنبلا بگوروی سیاهموی بلندناخون درازواه واه واه واهحسنیه ما یه بره هم داشت یه زمانی انگار


    16. مامان كه بشم ، حتماً براي بچه م ميخرم اين كتابو و براش ميخونم


    17. توی ده شلمرود حسنی تک و تنها بودحسنی نگو بلا بگو تنبل تنبلا بگوموی بلند روی سیاه ناخن دراز واه واه واهتمام کودکی های من پرشده است با ترانه های زیبای استاد احترامی حسنی نگو یه دسته گل و عروسی خاله سوسکه و اقا موشه و حتی الان هم که همین کتاب هارو برای برادرم میخونم بسیار لذت میبرم [...]


    18. توی مهد کودک من نقش غاز رو داشتم و گویا بعدِ جوجه بهترین نقش مال من بوده=))) بهترین دوستمم الاغ بود:|


    19. از کتاب های محبوبم در خردسالی الان هم احتمالا بیشتر از هر کتاب دیگه ای همه قسمتاش یادمه !!!کاش بریم ده شلمرود پرماجرا رو ببینیم!


    20. حرفی ندارم!!فقطیادش بخیر.بابا مامانامون عجب کتابایی واسمون می خریدنا(راستی یه نکته که تو همه ی رتبه بندی هام تجدید نظر کردم.)


    21. من به جای اینکه برم واسه بچم کتابای شعر سطح پایین و مهمل الان و آینده رو بخرم،میرم همین کتاب و امثالش رو اسکن میگیرم و چاپ میکنم و میدم واسم صحافیش کنن.بعد همون کتاب رو میدم که نسل به نسل و بچه به بچه تو خونوادمون بمونهوالا :)) اینجا باید جزو فرهنگ ما باقی بمونن،نه اینکه تا چند ده [...]


    22. بهترین شعر دوران بچگی واسه همه می خوندمش کیفی می کردم!حسنی نگو بلا بگوتنبل تنبلا بگوموی بلند روی سیاهناخن دراز واه واه واهباباش می‌گفت:حسنی میای بریم حموم؟نه نمیام نه نمیامسرتو می‌خوای اصلاح کنی؟نه نمی‌خوام نه نمی‌خوام


    23. خیلی از شعرهای آقای احترامی را می توان در شماره های سالیان پیشِ هفته نامه بچه ها گل آقا خواند که با نام مستعار «پوپک» چاپ می شدند. ویژگی های بارز اشعار او این بود که شعرها در عین سادگی، روان بودند و دچار تپق زبانی نمی شدند.


    24. ((: الان كه تو كتابا ديدم ياد ٧ سالگيم افتادم كه خوندمش! نوستالژى و حس خوب


    25. شاید تنها مجموعه شعری باشد که هنوز از حفظ میخوانمش. و هنوز با شوق و با صدای بلندمیخوانمش.


    Leave a Reply