سال بلوا

سال بلوا

عباس معروفی / Jun 19, 2019

  • Title: سال بلوا
  • Author: عباس معروفی
  • ISBN: 9643113744
  • Page: 295
  • Format: Paperback
  • .

    YouTube Nov , Category People Blogs Song All Out Album Version Edited Artist Dec , B L T t C Nh c Thi u Nhi Vui Nh n N n Nhn V t Ho t Hnh B ng Khun V i t St Play Doh Duration VN Children s Music ,, views search results on SoundCloud Listen to Mesut Kurtis Rouhi Fidak Dj Time Dj wOw Boy Microsoft Word Author A R M I N Created Date PM Find about our collection of games Enjoy games and have fun Title Microsoft Word search results on SoundCloud Listen Your current browser isn t compatible with SoundCloud Please download one of our supported browsers Need help .pdf Author Dr Biglari Created Date PM Mahmoud Taha Gul Hazihi Sabili Item Preview remove circle Share or Embed This Item.

    • Unlimited [Ebooks Book] ☆ سال بلوا - by عباس معروفی ↠
      295 عباس معروفی
    • thumbnail Title: Unlimited [Ebooks Book] ☆ سال بلوا - by عباس معروفی ↠
      Posted by:عباس معروفی
      Published :2018-012-04T11:09:59+00:00

    About "عباس معروفی"

      • عباس معروفی

        عباس معروفی Is a well-known author, some of his books are a fascination for readers like in the سال بلوا book, this is one of the most wanted عباس معروفی author readers around the world.


    729 Comments

    1. Sal-e' Balva = The Year of Turmoil, Abbas Maroufi تاریخ نخستین خوانش: سال 1994 میلادیعنوان: سال بلوا؛ نویسنده: عباس معروفی؛ برلین، نشر گردون، 1371، در 347 ص؛ چاپ دیگر: تهران، ققنوس، 1381؛ در 342 ص؛ شابک: 9789643113742؛ چاپ نهم 1388؛ چاپ دهم 1393؛ موضوع: داستانهای نویسندگان ایرانی - قرن 20 محال و گذشته در هم آمیخته اند، حس [...]


    2. بعضی کتاب‌ها را باید وقتی بخوانی که درد داری، بعضی را وقتی که شادی. نوشته‌های عباس معروفی را باید وقتی بخوانی که درد داری و خودت نمی‌دانی چرا. شاید با خواندنشان بفهمی چرا به اندازه همه زن‌ها و مردهای تاریخ در حال شکنجه‌ای. انگار که تقاص تاریخی را پس می‌دهی که خودت در ساختنش [...]


    3. به کوچه می‌رفتم. چی می‌خواستم بخرم؟ صدای نفس‌های مردی را از پشت سرم می‌شنیدم. نمی‌بایست بر می‌گشتم، خودم را منقبض می‌کردم، چادرم را جمع می‌کردم و تندتر پا بر می‌داشتم. صدای نفس‌های آن مرد را می‌شنیدم که نزدیک‌تر شده و گفته بود: (خوشگل پدر سگ!) و رفته بودمعصوم گفت: (حرامزاد [...]


    4. اولش ارتباط برقرار کردن با داستان سخته (مثل سمفونی مردگان شاید) اما بعد دوست داشتنی میشه.کلا انگار کتاب های آقای معروفی یه درد خاصی داره، سخته اما لطیفه!!!#داستان_تمثیلپ.ن: شیرازی بودن چی بهتر از این :دپ.ن: مرسی از دوستم (مایده) که کتابو برام خرید ^^پ.ن: "بماند برای بعد"


    5. من عاشق این کتاب شدم دردهایشان را چشیدم عشقشان را لمس کردم در داستان غم انگیز نوشا و حسینا در کلمه کلمه ی این کتاب غرق شدم


    6. همه ی قصه ها همین قدر درد دارند؟ قصه ی من و حسینایم هم باید انقدر غم انگیز باشد؟ نمی شود مثل دختر پادشاه و پسر زرگر آخرش بی خیال همه چیز و همه کس بشویم و برویم برای خودمان؟ نمی شود آخر قصه مان شیرین بشود؟


    7. هنوز هم عباس معروفی را از بهترین رمان نویس های ایرانی می دانم. همیشه حرفی برای گفتن، ایده ای برای ذهن خواننده خود دارد. هرچند که انتظار بیشتری از این کتاب داشتم . بازهم خوب بودبالاخص شروع و پایان کتاب و جملاتی زیبا که آنقدر زیاد بود که نمیشد آن ها را باز نوشت.سال بلوا روایتی است [...]


    8. اين همه رنج ، اين همه زخم و اين همه غصه كافي نبود كه اين همه دار و تير و تفنگ مي ساختند ؟١٥ تير ١٣٩٥


    9. فکر می‌کنم تو هر ریویوی کتاب‌های آقای معروفی به این قضیه اشاره کرده‌ام که نویسنده‌ی موردعلاقه‌م هستن!این احتمال رو می‌دادم که بیشتر در فضای سمفونی مردگان باشه و بود؛ ولی خیییلی بهتر و پخته‌تر و دردناک‌تر!راستش همین الان کتاب رو تموم کردم٫ زبونم بند اومده و ریویو نوشتن بر [...]


    10. دو ستاره برای ادبیات فوق العاده کتابحقیقتش من دوست دارم اگر کتابی قراره غمگین باشه حداقل در مورد مساله مشخصی اطلاعات مفید هم دراختیار آدم قرار بده.مثل کتاب beloved.اینکه کتابی فقط از نظر ادبی و احساسی قوی باشه و تمام طول داستان آدمو غرق غم کنه دیگه کافی نیست.


    11. کسی باشد که بهش بگو یم دوستش دارم، میفهمی؟ می دانی عشق یعنی چی؟ خیال نمیکنم بفهمی.هیج کس نمیداند من چه حالی دارم، هیچ کس. دلم از تنهایی میپوسید و دردهای ناگفتنی توی دلم تلمبار میشد آدم عاشق باشد و نتواند به کسی بگوید، غم انگیز نیس؟


    12. گفتم: من دست ِ شما را شسته ام، یادتان نیست؟گفت: حیف که من از دنیا دست شسته ام


    13. دوستش داشتممخصوصا عشق عمیقی که نوشا به حسینا داشت!


    14. پوسته ظاهرى چه اهميت دارد؟ درونم ويرانه است، خانه اى پر از درخت كه سقف اتاق هاش ريخته است، تنها يك ديوارمانده، با درى كه باد در آن زوزه مى كشد.


    15. بچه که بودم خیال میکردم همه چیز مال من است، دنیا را آفریده اند که من سرم گرم باشد، آسمان، زمین، پدر، مادر، درخت ها، اسب ها، کالسکه ها و حتا آن گنجشک ها برای سرگرمی من به وجود آمده اند. بعدها یکی یکی همه چیز را ازم گرفتند. مایعی در رگ هام جاری بود که می گفت این مال شما نیست، راحت با [...]



    16. کاش با فاصله بیشتری از سمفونی مردگان میخوندم یا حداقل قبل اون! با این وجود احترامی که واسه معروفی قائل بودم رو دو چندان کرد


    17. خیلی خوشحالم که این کتابو خوندم.اول کتاب نوشته شده:"با احترام و یاد سیمین دانشور و سیمین بهبهانی کتاب را به مادرم پیشکش می کنم."این جمله نشون میده که شخصیت اصلی یک زنه.زنی به نام نوشافرین که زندگیش خیلی زود پایان پیدا می کنه.زمان داستان هفت شب بود اما زمان تاریخی اون کل دوران ها [...]


    18. این چیزهائی که تا به حال برات گفتم مربوط به قبل از سال بلوا بود. از فردای آن شب سال بلوا شروع شد. خیال نمی‌کنم بتوانی بفهمی، اما یادت باشد که ناامنی بدترین بلائی است که سر ملتی می‌آید، بی‌قانونی، بی‌نظمی، به فکر مردم نبودن و این چیزها، بعدش هم بلوا شد


    19. توی این ممکلت اول همه چی خوب است بعدیواش یواش بهش آب می بندند،خاصیتش را ازدست می دهد،واسه همینه که پیشرفت نمی کنیم.سبک روایت داستان بازهم به روش سیال ذهن است با این تفاوت که شخصیت اصلی نوشا است دختری که بوی خاک میدهد نوشا،آیدین دیگر است که وجودش ممهور به مهر حسینا میشود اوهم مق [...]


    20. سال بلوا رو خیلی پراکنده خوندم. وقتی تنها بودم شروع کردم و وقتی تنها نبودم تموم :)اگر بتونی با قلم عباس معروفی ارتباط برقرار کنی، خوندنشو از دست نده.بهترین جمله‌هایی که در خاطرم ماند:من چه‌قدر او را می‌شناختم؟ شاید هزار سال. و چرا برای داشتن او باید به زمین و زمان التماس می‌کر [...]


    21. "اگر حسینا به جای او بود می‌گفتم یادتان هست دست‌های شما را شستم؟ و او جواب می‌داد من که از دنیا دست شسته‌ام."چرا این‌همه غم‌انگیز بود این قصه؟!صفحه‌های آخر رو زار زدم و خوندم!


    22. داستان اکثر دخترکان درونی زنان ایرانیسرخوردگی از سنت ها یا تصمیم های نا به جاحکم فرمایی های کوته بینانه و ابلهانه ی مردان متحجرو در انتها نمردن عشق واقعیخواندنش به همه ی دوستان توصیه می شود


    23. اما همه ی مردم می دانستند که بلوا بر سر این دو آدم نبود ، بر سر هیچ آدمی نبود ، بر سر خاک هم نبود ، به خاطر عشق و گرسنگی هم نبود.میرزاحسن رییس گفت : "خاک بر سر آدم هایی که نمی دانند سر چی دارند می جنگند."دکتر معصوم گفت :"چرا ،جناب رییس. به خاطر قدرت."میرزاحسن رییس سرخ شد و یک نفس حرفش ر [...]


    24. با جمله جمله‌اش عذاب کشیدم در حالی که از این عذاب کشیدن لذت می‌بردم. معروفی توانایی بالایی در عذاب دادن خواننده‌اش داره. سال بلوا داستان نابودی یک جامعه است. داستان دردی که هی در تاریخ تکرار میشه. و به قول خود معروفی "چرا این همه در تیره بختی تکرار می‌شویم؟" از قسمت‌های تحسین [...]


    25. من چه یادی دارم؟ چرا یادم به وسعت همه ی تاریخ است؟ و چرا آدمها در یاد من زندگی می کنند و من در یاد هیچکس نیستم؟


    26. خبر از دلِ آدم که ندارند، نمی دانند هر آدمی سنگی است که پدرش پرتاب کرده است. پوسته ی ظاهری چه اهمیت دارد؟ درونم ویرانه است، خانه ای پر از درخت که سقفِ اتاق هاش ریخته است، تنها یک دیوار مانده، با دری که باد در آن زوزه می کشد. یا نه، چناری است که پیرمردی در آن کفشِ نیمدارِ دیگران را [...]


    27. ساعت ما ۵بود.ساعت فلکه ۸.۵ بود و ساعت معصوم کار نمیکرد.گفتم*هیچ ساعتی دقیق نیست*. هیچ چیز مال خود آدم نیست مگر همان چیزهایی که خیال میکند دلبستگی هایی به آن دارد.بعد یکی یکی آنها را از آدم میگیرند و تنها یک سر میماند و آنهم بر نیزه.و گریه کردم.برای دخترهایی گریه کردم که در تنهایی ا [...]


    28. جهان باتلاقی گندیده و مرگباراست که نباید دست و پا زد، آرام آرام باید زندگی کرد و مرد و رفت.


    29. کاربرد جریان سیال ذهن را مثل سمفونی مردگان دوست داشتم، اگرچه به نظم سمفونی مردگان از این نظر قویتر بود. فکر میکنم کاربرد نمادهای فراوانی که برای پرداختن به همه آنها شاید زمان کافی اختصاص داده نشده بود نقطه ضعف داستان به حساب میاد. علاوه بر اینها چگونگی برخی روابط و مسائل در کت [...]


    Leave a Reply